مقاله (چگونگي ارتباط جوانان با خانواده)

منطقه ۱۱،  3960610002
مقاله (چگونگي ارتباط جوانان با خانواده)

چگونگي ارتباط جوانان با خانواده

والدين اگر به ايجاد محدوديت و كنترل تمايل دارند يا از فرزندان اطاعت پذيري و گوش به فرمان بودن را مي خواهند به طور حتم این خواسته منطقي نيست و احتمال فاصله گرفتن فرزند را از خانواده افزايش مي دهد.

مسئله ارتباط جوانان با خانواده، جنبه مهمي از موضوع رشد جوانان محسوب مي شود. گرايش جوان به گروه همسالان، چنين تصوري را به وجود مي آورد كه براي جوان، انتخاب بين ارتباط با "خانواده" يا "همسالان" موضوعي تعارضي است. در واقع براي رشد متعادل رواني و اجتماعي، هر دو نوع ارتباط ضروري است و به اين ترتيب، به جاي تمركز بر تعارض، بايد كيفيت ارتباط جوان با خانواده را مورد تحليل قرار داد.

خانواده به عنوان بوته احساس هويت جوان مطرح است. همگرايي و يكپارچگي شخصي به صورت عمده به تجربه هاي درون خانواده بستگي دارد. پژوهشگران در پژوهش هاي فراواني دريافته اند كه روابط خانوادگي منابع اجتماعي و عاطفي مهمي در زندگي جوان است.

در ارتباط جوان با خانواده، نكاتي مي توانند مورد توجه باشند. شايد مهمترين چيزي كه روابط جوان و خانواده را بحران زا مي كند، حساسيت هاي بيش از اندازه و گاهي غيرعادي والدين است. تعيين اينكه حساسيت ما به عنوان والدين در مورد فرزند جوانمان بايد چه اندازه باشد، بر اساس متغيرهاي زيادي كه مي توانند موثر باشند كاري دشوار است. اما در بيشتر موارد، ريشه هاي حساسيت امروزي والدين را بايد در ساده انگاري ها و سهل انگاري هاي ديروز جستجو كرد.

عده اي از والدين وقتي فرزندشان به مرحله جواني مي رسد تازه متوجه مي شوند كه بايد در اموري سخت گيري و شدت عمل به خرج دهند. اگر رفتارهاي والدين هم زمان با مراحل رشد به شكل منطقي پيش برود در جواني كمتر ضرورتي براي سخت گيري و حساسيت بي اندازه باقي مي ماند. حساسيت زياد والدين به هر دليلي كه به وجود آمده باشد عامل مهمي در ايجاد تنش محسوب مي شود. نكته عجيب آن است كه هر چه والدين از حساسيت هاي خود كمتر نتيجه مي گيرند بر شدت آن مي افزايند.

در مواردي كه كاهش يا تعديل حساسيت ها از طريق گفت و گو و مذاكره به نتيجه نمي رسد، استفاده از خدمات مشاوره اي راهكاري اجتناب ناپذير است.

دوره شكاف

آيا تفاوت نسل ها هميشه منجربه شكاف مي شود؟ تفاوت رفتار جوان و جوان امروزي با وضعيت مشابه سني در سه يا چهار دهه پيش، تصور"شكاف نسل" را قوت مي بخشد. مفهوم "شكاف نسل" توجه بسياري از متخصصان رشد را به خود جلب كرده است. شكاف نسل يعني اختلاف عميق ميان ارزش ها و نگرش هاي دونسل مختلف. هنوز عده اي معتقدند كه بخش عمده اي از تعارض ها ميان والدين و جوان، ناشي از همين پديده است. بديهي است كه جوان و والدين ميانسال، ارزش هاي مشابهي ندارند و اين تفاوت تا حد زيادي به سن آنها مربوط مي شود.

برخلاف اين انديشه كه جواني يك دوره ي اختلال و نا آرامي است، بسياري از پژوهشگران دريافته اند كه بيشتر جوانان روابط گرم، مثبت و با احترام متقابل را در تمام سال هاي جواني با والدين خود حفظ مي كنند. به اين ترتيب، بزرگ نمايي موضوع شكاف نسل، فقط مي تواند توجيهي براي گسيختگي روابط در بعضي از خانواده ها باشد؛ اما در اصل، پديده اي  كم و بيش طبيعي است.

به نظر مي رسد عدم تلاش والدين براي روزآمد ساختن دانش و اطلاعات خود،نقش مهم تر از شكاف نسل در مسائل جواني دارد. خطر تربيتي مهم در دنياي امروز، عقب افتادن قابل توجه والدين و مربيان به نسبت جوان در دانش هاي روز است كه اين امر موجب افزايش فاصله بين آنان مي شود.

نگرش هاي سنتي

گاهي در خانواده ها نگرش و باورهاي سنتي،مسئله ساز مي شوند. آن دسته از والدين و مربيان كه تصور مي كنند نسل امروز به اندازه ي كافي مطيع نيستند و در مقايسه با دهه هاي گذشته،گستاخ ترشده اند،در واقع عينكي كليشه اي و غير منعطف به گذر زمان مي نگرند.

فضاي اجتماعي و شرايط زندگي امروز به نسبت گذشته تغيير كرده است و اين اتفاقي است كه نه براي يك بار،بلكه هميشه و در طول تاريخ روي داده است.آن چه بزرگسالان امروز تصور مي كنند،فقط مختص شرايط زمان حاضر است با تفاوت هايي كم و بيش، بارها و بارها تكرار شده و تكرار خواهد شد. كافي است نگاهي به متون ادبي و قديمي مانند گلستان و بوستان سعدي بيندازيد؛ خواهيم ديد كه گله و شكايت نسل گذشته از نسل امروز،داستاني هميشگي و تكراري است.

اگرما به عنوان والدين به ايجاد محدوديت و كنترل تمايل داريم يا از فرزندانمان اطاعت پذيري و گوش به فرمان بودن را مي خواهيم به طور حتم رفتارها و خواسته هاي ما منطقي نيست و احتمال فاصله گرفتن فرزندمان را از خانواده افزايش مي دهيم. والديني كه در مسائل فرزند خود نمي توانند به گفتگو و تفاهم روي آورند بايد در كنار ايرادهايي كه به او مي گيرند،در مورد نگرش ها و رفتارهاي خودشان نيز بيشتر تامل كنند.

ضعف هاي شخصيتي

در كنار نگرش هاي سنتي، در مواردي ضعف هاي شخصيتي يكي از والدين يا هر دوي آنان، نقش موثري در گسيختگي ارتباط جوان با خانواده دارد. عدم ثبات و قوت رفتارها ضعف يا ناتواني در تصميم گيري، كاستي مهارت هاي زندگي، اختلافات زناشويي ناشي از مسائل سطحي و مواردي از اين قبيل در مورد والدين، موجب كاهش اعتماد و اطمينان جوان مي شود.گاهي شبيه سازي و قياس جوان درباره والدين خودش با والدين دوستان، منجر به نتايجي نا اميد كننده شده و نارضايتي را تشديد مي كند. وقتي جوان درباره كيفيت روابط خود با والدين دچار شك و ترديد شود،به دنبال گزينه هايي مي گردد كه از نظر او نقطه ي اتكاي مناسب تري به حساب مي آيند.

در نتيجه مجموع مواردي كه به آنها اشاره شد،به همراه مسائل خاص ديگري از زندگي امروز،مانند افزايش قدرت نفوذ رسانه ها باعث مي شوند در محيط وراي خانه و خانواده و مدرسه، جاذبه هاي بيشتري وجود داشته باشند. در موارد زيادي جوان به والدين و خانواده اش علاقه مند است، اما جاذبه هاي بيروني نيز جالب اند و با تنوع طلبي او سازگاري دارند.به طور معمول، والدين و مربيان جاذب بودن آنچه را كه جوان جذاب و مهيج مي داند، نمي پذيرند و گاهي حتي در برابر آن مقاومت مي كنند. آنچه در اين ميان بيش از هر چيزي به كار مي آيد، صبر و حوصله و اندكي مدارا است. اصرار در ثبات غير مفيد و مضر بودن آن چه كه جوان جذاب و پذيرفتني تصور مي كند،كم تر به جايي مي رسد. بنابراين براي ارتباط موثر با جوان،بايد به دنبال الگوي مناسب تعامل با او بود

 

آخرین عناوین